أما جئتم به السحر
ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٦ 

«هر سحری با آمدن معجزه باطل می شود. وقتی عصای موسی وسط آمد" اما جئتم به السحر"، آن چیزی که شما به میدان آورده اید، جادو و فریب است، حقیقت نیست. حقیقت عصای موسی است؛ وقتی وارد شد همه آن سحرها مثل سایه ای که در مقابل فروزش یک چراغ از بین می رود، از بین می روند.

امام این کارراکرد. لذا دل ها جذب شد. بعضی تعجب می کنند؛ در تحلیل این پدیده مانده اند که چه طور شد در آن نظام فاسد و باطل که همه عوامل فرهنگی، جوان ها را به سمت فساد سوق می داد، ناگهان جوان ها جلو آمدند و این انقلاب عظیم، راه افتاد! علت این است. این تحلیل جامعه شناختی و روان شناختی کاملا واضحی هم دارد. امام با مرکبی وارد این میدان شد که هر که بر آن مرکب سوار باشد، می تواند همه خفتگان سالم را بیدار کند.»[1]

 

این را خطاب به موج مرده سبز که گمان می کنند با تکبیر گفتن و ظواهر انقلابی (که آن را هم دو سه تا در میان و متناقض انجام می دهند) می توانند حکومت را تغییر دهند تا شهرت و مال بیشتری از اراده های فریب خورده به دست آورند عرض می کنم:

آن تکبیری که شما می گویید اگر هم اثری ناچیز داشته باشد، مانند کف روی آب است و شاید اثری سحر گونه داشته باشد ولی آن تکبیری که زمان انقلاب گفته شد معجزه کرد. آن تکبیری که از دل حق برمی آید معجزه می کند. کی شما می خواهیداین را بفهمید؟ آنچه شما می گویید که به آن ذره ای هم اعتقاد ندارید بیشتر به ضرر خودتان است و مثل این می ماند که شما سنگ بزرگی را به هوا پرتاب کنید و خودتان زیرش بایستید. چه بلایی سرتان می آید؟

شما ظاهر را می بینید و از باطن غافل هستید، اگر زمان جنگ تکبیر تعداد انگشت شماری رزمنده اسلام می توانست یک گروهان یا گردان از دشمن را به تسلیم یا فرار از معرکه وادارد به خاطر آن اعتقاد راسخی بود که در پس آن تکبیر بود و شما این را نمی فهمید و خدا را شکر که خدا شما را از حمقاء قرار داده است و اینها را نمی فهمید و شما نمی فهمید که با کاریکاتور انقلاب نمی شود انقلاب کرد، به خیالتان چهار تا شعار مرگ بردیکتاتور را به دهان عده ای فریب خورده انداختید پیروزی نصیبتان می شود؟ نه ، بلکه شما دارید مرگ را به سوی خودتان می خوانید. چراکه دیکتاتور کسی است که دموکراسی را نمی پذیرد و شما این چنین هستید. گیریم که عده ای را هم فریب دادید خودتان که بهتر می دانید این شما هستید که اراده اکثریت را نمی پذیرید. خودتان که بهتر می دانید این لعن و نفرین ها سزاوار شماست. نمی دانم چرا از خدا نمی ترسید؟ چه لقمه های حرامی خورده اید که این چنین خدانترس شده اید. به هر حال فرقی نمی کند چه شما بترسید و چه نترسید" جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا"



[1] . بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان و دانش آموزان بسیجی، 13/6/1378


کلمات کلیدی:
 
در جواب ساحل
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۳ 

لطفا کلی گویی نکنید مصداق بیاورید تا پاسخی برای آن بشنوید. این جنایاتی که جمهوری اسلامی برای منافعش انجام داده کدام است؟نکند انتظار دارید خرابکارها به خیابان بریزند و به اموال عمومی و مهمتر از آن به جان مردم بی دفاع آسیب برسانند و جمهوری اسلامی بنشیند و تماشا کند؟ اگر منظورتان از جنایت، کشته شدن یک مهره سوخته نفاق توسط دوستان منافقش جهت مظلوم نمایی است بهتر است مستند جزئیات قتل او را ببینید تا شاید این نگاههای خوش بینی که به دشمن دارید قدری اصلاح شود. البته بعید می دانم اصلاح شود چون گویا شما با دشمن پیمان حمایت بسته اید و گرنه نشنیدید و ندیدید که چه قدر بی گناه در این خرابکاری های موج سبز جان خود را از دست دادند؟ چرا به دفاع از آنها برنخاستید؟ این حقایقی که شما می بینید و ماچشممان را برآنها بسته ایم چیست؟


کلمات کلیدی:
 
در پاسخ به زهرا که نظرش را در مورد مطلب الله اکبر نوشته بود
ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٢ 

سلام زهرا خانم! درست است که همه ما به نوعی در خواب غفلت به سر می بریم از دعایی که در حقمان کردی ممنونم ولی اگر مصداق آن را دشمن شناسی ما می دانی و آن را تعبیر به دشمن تراشی می کنی باید این دعا را بیشتر درحق خودتان بکنید که بعد از این همه رسوایی که دشمن به بار آورده شما هنوز سنگ آنها را برسینه می زنید و چشمتان را برحقایق بسته اید. اگر اندیشه امام و شهدا را باور دارید و معتقدید که سران حکومت طریقه آنها را در پیش نگرفته اند، پس باید بدانید که در اندیشه امام بصیرت دشمن شناسی موج می زند و اگر منظورتان از سران حکومت ولایت فقیه است همان امام بزرگوار فرمودند که پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد. اگر شهدا را باور دارید و قاتلان آنها را دشمن نمی شناسید پس معلوم است که شما شهدا را هم نمی شناسید. اگر سنگ مردم وخانواده شهدا را برسینه می زنی پس چرا پایمال کردن خون شهیدان واهداف شهیدان را دشمنی نمی دانی؟ تا به حال وصیت نامه چند شهید را خوانده ای؟ با چند خانواده شهید در ارتباط بوده ای؟ اینکه بگویم من هم از خانواده شهید هستم سودی به حالت ندارد ولی بدان که از تو بیشتر با خانواده های شهدا در ارتباط بوده ام. ما خودمان حرفمان را داریم می زنیم نیازی به وکیل نداریم.

اگر مردم را باور داری، چرا پایمال گران حق مردم را دشمن نمی دانی؟

عزیزم اگر گمان کردی که منظورم از اینکه نوشته بودم خوب شد منافق رسوا شد این است که مردم انقلابی منافقند باید بگویم گیرنده اشکال دارد منظور من همان بود که نوشتم و شرح وتوضیح هم ندارد؛ همان بهتر که منافق رسوا شد.

واما اینکه گفتی از انسانهایی که مانند انسان و جایز الخطا هستند قدیس نسازیم، باید بگویم شما به جای اینکه برای توجیه نظرات متناقض خود همه را به کیش خود پندارید و مانند اقوام پیامبران که آنها را مانند خودشان انسانهای معمولی می دانستند، ولایت فقیه را هم مانند خودتان بپندارید، بهتر است بگویید چه کسی ایشان را از معصومان بالاتر دانسته و از ایشان قدیس ساخته؟ و آن خطای ایشان که باعث شده شما ایشان را درحد خودتان بدانید چیست؟

باز هم به صحبت های متناقض شما اشاره می کنم و می گویم اگر امام را باور دارید مگر همان امام نفرمودند که آنقدر اثر مترقی بر ولایت فقیه مترتب است که بر هیچ اصل دیگری نیست.

ما منکر برادری نیستیم ولی مگر می شود دشمن امام حسین(علیه السلام) را برادر نامید؟ روز عاشورای امسال شما خواب بودید؟ این سبک زندگی که شما در پیش گرفتی برادری نیست، به این می گویند مسامحه یعنی آسان گرفتن و شل گرفتن در رابطه با آن اصولی که باید محکم پایش بایستی. آیا اگر کسی به عزیزترین کسان شما هم اهانت و جسارت کند باز هم با او مسامحه می کنی و می گویید بیایید با هم برادری کنیم؟ حالا بگذریم از اینکه همان بزرگواری که شما ایشان را با خودتان قیاس می کنید چه قدر در برخورد با منافقان بزرگواری و کرامت به خرج داده است.

ای عزیز وطن دوست و هموطن دوست! بصیرت دشمن شناسی را امام معصوم به ما یاد داده اند که فرمودند دشمن تو سه نفرند: دشمنت، دوست دشمنت و دشمن دوستت.

باز هم می گویم : فأین تذهبون؟


کلمات کلیدی:
 
چه بکنم اگر کسی نمی بیند؟...
ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٢ 

به نام خداوند متعال

 

امروز 22 بهمن 1388 است ساعت 9و نیم صبح رفتیم راه پیمایی. چه جمعیتی به سمت میدان آزادی حرکت می کرد. تا یک جایی با ماشین رفتیم ولی بعد از آن دیگر نمی شد با ماشین رفت پیاده شدیم و خودمان را تا میدان رساندیم. سرود مورد علاقه ام؛ "سرفراز باشی میهن من" هم به صورت زنده پخش شد. یک نفر تصویر یک خر سبز دستش بود و مردم به دنبال او شعار می دادند. یک عده هم مطابق معمول با کمترین امکانات مترسک هایی از دشمنان درست کرده بودند و بر سر دست تکانشان می دادند. بعضی بچه ها دست دردست پدر ومادرشان و برخی بر دوش ودر آغوش آنها به راهپیمایی آمده بودند.

از صبح که به همراه مادرم و دوست مادرم بیرون آمدیم یک احساس نشاط و سرزندگی در خودم یافتم والبته این احساس را هر سال در این روز دارم . واقعا احساس می کنم عید است و حقیقتا یوم الله است. از بالای برج آزادی توپهای زر ورق شلیک می شدند که وقتی از هم باز می شد مانند اکلیل که اطراف برج را احاطه می کرد و خیلی زیبا بود. در آسمان یک سوی میدان چتربازها فرود می آمدند که نگاه همه به سوی آنها بود. قشنگ ترین آن، چتر بازی بود که یک نوار بسیار بلند که بخشی از آن آرم سپاه پاسداران و بخشی پرچم ایران بود به دنبال آن بود و به صورت مارپیچ فرود آمد.

چیزی که هرسال برایم دغدغه برانگیز است آرم الله روی پرچم و یا اسماءالله دیگر که در پوسترها و عکسها وجود دارد می باشد که در پایان راهپیمایی برروی زمین می افتد و مردم از روی آن رد می شوند. فکر می کنم شهرداری و یا جاهایی که اینها را تهیه و پخش می کنند باید فکری اساسی برای این قضیه کنند.

با اینکه موقع برگشت کفش هایم به پایم قدری فشار می آوردند ولی لذت این درد را هم با هیچ چیز عوض نمی کنم. ما که کاری برای این انقلاب نکردیم، حضور در راهپیمایی کمترین قدمی است که می توانیم درراه حفظ این امانت الهی برداریم. نمی دانم چرا عده ای قدر نمی دانند؟ چرا این آزادی ای که در ایران دارند را باور نمی کنند؟ چرا قدر جمهوری اسلامی را نمی دانند؟ ما اعتقاد نداریم که این نظام مشکلی ندارد و همه در آن خوب و اسلامی عمل می کنند بلکه معتقدیم ما فضای زیادی برای رشد و پیشرفت داریم. همین قدر که هرکس به راحتی می تواند انتقاد کند و حتی بدتر از آن فحش بدهد و ... آیا این ناشی از آزادی نیست؟ وقتی قدر کرامت ها و بزرگواری ها را ندانستیم اسیر اشقی الاشقیاء می شویم که جرأت نفس کشیدن را هم نداشته باشیم چه رسد به ... چرا عده ای کرامت و بزرگواری رهبری فرزانه را نمی بینند؟ حتما باید نعمت را از دست بدهند تا چشمانشان باز شود؟ حتما باید طعم ولایت طاغوت را بچشند تا حق وباطل را تمیز دهند؟ البته اگر شکر نعمت را به جا نیاورند طاغوتی بدتر از رژیم پهلوی نصیب آنها خواهد شد.

این را خطاب به کسانی می گویم که امروز و دیروز را درخانه هایشان خوابیدند و آنهایی را که به خیابان آمدند مسخره و سرزنش نمودند؛

ای غفلت زدگان! اگر آرامشی دارید، اگر خدا بلایش را برایتان به تاخیر انداخته، اگر شکم هایتان سیر است و راحت سر بربالش می گذارید، بیمه و مدیون همین قدم هایی هستید که به خیابان ها آمدند، مدیون خون هایی هستید که در این راه ریخته شد و مدیون دل هایی هستید که در غم پرپر شدن گلهایشان مظلومانه سوخت و دم برنیاورد تا مبادا که دشمنان شما شاد شوند. به خیالتان شما بنشینید و عده ای آزادی را برایتان به ارمغان آورند، شما مسخره کنید و نانتان را درروغن همین قدم ها سرخ کنید ، شما سرزنش کنید و همنوای شیطان شوید و رهبرو مولایمان خون دل بخورد، گمان کردید تا کجا می توانید نان جهاد و تلاش مردان خدا را بخورید و خدا عقوبتتان نکند؟ تا کجا می توانید نمک بخورید و نمکدان بشکنید و خدا به شما مهلت دهد؟ گمان کردید شیطان تا دستتان را به خون اباعبدالله(علیه السلام) آلوده نکند رهایتان می سازد؟ مگر ندیدید که دشمن به دنبال چیست؟ مگر عاشورای امسال ندیدید دشمن چگونه اهداف خود را رسوا ساخت؟ اینجاست که صدای آن قافله سالارو مقتدایمان به گوش می رسد که می گوید:

" دارم می بینم، می بینم تجهیز را، می بینم صف آرایی ها را، می بینم دهانهای پر غضب و دندان های پرغیظ وبرهم فشرده شده علیه انقلاب و علیه امام و علیه همه این آرمانها و همه اون کسانی که به این حرکت دلبسته اند چه بکنم اگر کسی نمی بیند؟..."

 


کلمات کلیدی:
 
الله اکبر...
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۱ 

بسم الله الرحمن الرحیم

امشب، چهارشنبه 21 بهمن 1388 این وبلاگ را ساختم. امشب ساعت 9 شب به پشت بام رفتم و بلند و بی هیچ واهمه ای تکبیر گفتم صدای الله اکبر از همه جا به گوش می رسید بیشتر صدای بچه ها بود که طنین افکن در فضا شده بود. مادر و خواهرم هم آمدند. صدای چندین تیر مشقی و ترقه هم به گوش رسید. به یاد آن شبی که مردم به دستور امام عزیز(ره) حکومت نظامی رژیم طاغوت را شکستند و فریاد الله اکبرشان ظلمات شب را به روز مبدل کرد، یاد امام و همه شهدا به خیر.

همان طور که رهبر فرزانه مان فرمودند دشمنان گمان کرده اند با کاریکاتوری از انقلاب می توانند انقلاب کنند، زهی خیال باطل که باطل بتواند بر حق پیروز شود حتی اگر قرآن برسر نیزه کند، من نمی دانم آیا برخی از این خواص سیاسی که مفسر قرآن و نهج البلاغه اند ، به این مفاهیم واضح و عمیق قرآنی ذره ای پی نبرده اند که چنین دست در دست دشمنان، به این ملت شریف خیانت می کنند؟ آیا از خدا نمی ترسند؟

امشب وقتی الله اکبر می گفتم بی اختیار بغضی گلویم رافشرد و زیر آسمان خدا رهبر محبوبمان را دعا کردم، از خدا خواستم تا دشمنانش ریشه کن شوند، همانهایی که دندان هایشان را از روی غیظ و غضب به هم می فشارند و برای این نظام و این انقلاب نقشه کشیده اند. خدا لعنتشان کند. اینها چه خیال کرده اند؟ خون شهدا فرش خوبی برای پایکوبی نیست. چرا اینها نمی فهمند که چه طور با سرعت دارند گور خودشان را می کنند. البته همان بهتر که نفهمند، همان بهتر که منافق رسوا شود.

آنچه تأثر برانگیز است پیروان جاهل و فریب خورده اند. خدا آنها را بیدار کند. وقتی ولایت پدری دلسوز و خیرخواه که برای دنیای خود هیچ نمی خواهد پدری که معصومانه و مظلومانه راه را به آنها نشان می دهد ، نمی پذیرند به ولایت شیطان سر می سپارند. فأین تذهبون؟


کلمات کلیدی: